
چشم بینا اگر که داشتمی دیدمی لطف بیکرانش رادیدمی لحظه لحظه ی مهرشدیدمی مهر بی مثالش رااو که دائم مرا نگه داردزیر باران رحمت و نعمتچه خطر ها زمن که دور کنداز بلاها مرا نگه داردآنچنان او مرا که می پایدگوییا غیر من نمیبیند اواین چنین مهربان که دیده بگواین چنین با وفا که دیده بگوای خدای لطیف و بخشندههستم همواره از تو شرمندهدر مقابل چگونه شکر کنممن که دستم همیشه خالی استجسم و جانی کنون که دست من استمالک جسم و جان من که توییهیچ چیزی ندارم اکنون منکه نثارت کنم برای تو کریم + نوشته شده در شنب...
ادامه مطلب